reza

June 08, 2002

حدود سه سال پيش آلوده فعاليت های زيست محيطی شدم. نگران گير کردن نهنگ های زبان بسته سرگشته در مجرای فاضلاب شهری شدم؛ نگران له شدن پنجه پای چپ جوجه کلاغ از بالای درخت افتاده همسايه شدم؛ نگران در هوا چرخ زدن لفاف بستنی مگنوم ميهن پرت شده از شيشه تا ته پايين کشيده شده اپل کورسای آزيتا اينا با ترنم عابر پياده افکن
CD-Mobile شدم؛ نگران کيسه های تا خرخره پر شده از سلفون شکلات های نشئه آور و چيپس موسير و ماست چکيده و
بطری های اسمشو نبر شدم؛ نگران خالی ماندن چاله های هرز دهان باز معطل ريشه نيمه خشک نهال قيطانی سرو
بيابان های سرخه حصار شدم؛ نگران کلی پدر و مادر و بچه خير نديده بي تربيت زبان نفهمی که حالی شان نبود بی آبی يعنی چی؟! شدم؛ نگران راننده های از آنها زبان نفهم تر بعضاً گاری چی بی کلاس بی نزاکت دود ول ده در سطح شهر بی در و پيکر شدم؛ ... بقيه نگرانی هايم عجالتاً يادم رفته. خلاصه آنقدر نگران شدم که اين شد وضع مملکت. کيف کرديد فعاليت را ؟!!
81/3/18
12:25

0 Comments:

Post a Comment

<< Home