reza

July 15, 2002

بعد از 40 سال هنوز هم سينمای کلاسيک هاليوود با تماشاگر حرف می زند. اين ها همه حرفه ای بودند. کليک بفرماييد تا گوشی دست تان بيايد...

81/4/24
10:00

July 13, 2002

روزنامه همشهری چند روز پيش نوشته بود بالاخره مجوز نصب گيرنده های ماهواره به هتل های بخش خصوصی توسط وزارت ارشاد صادر شد. دليلش، اعتراض جهانگردان به اطلاع نداشتن از اخبار صحيح و سريع و درست و کامل بقيه دنيا (و حتی ايران). وزارت ارشاد هم که ديد راست می گويند، مجوز داد. حال پيدا کنيد شأن وجودی مردم هميشه در صحنه را که چه معنی دارد از همه جا خبر داشته باشند؟!! ...ببينيد چقدر هوای مان را دارند.
81/4/22
12:32

نمی دانم تا به حال تجربه کرده ايد که دوستان تان برای شما کف بزنند؟! برويد پيدا کنيد در چه حالتی اين واقعه می تواند رخ بدهد.
81/4/22
12:12

July 10, 2002

آن فرد معلوم الحالی که گفتم از روسيه کبير آمده، طی يک نامه بلند بالا (مثل مرتبه خودش) چکيده سفرش را بيان کرده که برای عبرت ساير مخلوقات و جهت تنوير افکار عمومی عين نگاشته اش را می آورم. البته با قالب فارسی بايد بخوانيد. راست چين نمی شود. و باز هم البته ايشان گوشه کنايه ای هم به حقير زده اند و خبر ندارند که "زلزله بی خبر مياد...زمين به لرزه در مياد"
va ama dar morede safare injaneb be roosiyeh
yek hafteh oonja boodam...tasavore motefafeti nesbat be roosiyeh dashtam ta inke didam..dar tasavore man hamishe yek keshvare khoshko va lamyazra bood...nemidoonam chera...rastesh ro bekhahid khodam ham hichvaght fekr nemikardam ke be roosiyeh safar koonam .....vali shood ..mamoriyat bood va man teshneyeh safar be harja tanha safar be doordastha...paziroftam...ba yek heyate irani az chand vezaratkhneh va sherkat hamsafar shodam....aval be moscow raftim....shahri dar dele janghal ba 13 milion jamiat ...shabihe tehran vali motefafet az tehran...por az jamiat va shologh vali shahr dar nazm bood kamelan mishood tasire salha hokomate komonisti ro dar chehreye afrad moshahedeh kard....( zanane roosi hameghi mashghole kar hastand hata jelotar az mardha)...tanha yek rooz boodim va forsati shood ta meidane sorkhe moscow va kakhe kermlin ro bebinim ziba bood ...
yek noktehe jaleb khiyabanhaye moscow taghriban 3 barabr ariztar as khiabanhaye ma boodan...( rasti hadaf az safar sherkat dar yek ejlas bood dar morede azbest(panbeh nasooz) bishtar az in be khatrer mahramaneh boodan mazooram....dar har hal az moscow be oukatrinburg raftim ..2 saat ekhtelafe zaman ba moscow..va 2 saat faseleh ba airplane...saate 11-12 shab ghorobe aftab bood o 3 sobh toloe dar vaghe rooze ghotbi bood ba sarma tasavor koonid dar tabestan barf biyad albate chand rooz ghabl az safare ma barf barideh bood...safare khoobi bood makhsosan ba hamsafarhaye khoob...3 rooz dar maaden va karkhanehaye mokhtalef boodim...kheili khosh ghozasht jaye shama khali.. vali heyf ke hichkodomeshoon enghlish balad naboodand vali motarjemaye khoobe ma in kasri ro jobran kardand...
dar zemn in aslan be vaziate kharabe mohite zist rabti nadasht...khoobe man ham begham shoma neshastid ta zelzeleh mardom ro khosht va joz sher khoondan va film ghereftan az bachehaye tookhs kare dighei nakardid...
81/4/19
9:00

July 09, 2002

در حال خانه تکانی اين صفحه هستم. ربطی هم به استفاده مجانی بدون تبليغات ندارد. مشکل فنی است. کسی به خودش نگيرد تا درست شود. (چون يکی به خودش گرفته اين را گفتم، بر نخورد.)
راستی، امروز سالگرد جنبش و قيام تاريخی دانشجويان درس خوان و منظم و ميهن پرست و از جان گذشته است که به احترام آن همه بی فرهنگی يک عمر سکوت می کنيم. (از کوره در نرويد، بنده خودم ترکش خورده قيام مذکور هستم. پر بيراه نمی گويم.)
81/4/18
11:20

July 08, 2002

يادم رفت از دوست مذکور بگويم؛ ايشان از همکاران سابق و فعال بنده در يک NGO کاملاً مردمی است که اخيراً طی يک مأموريت زيست محيطی دولتی (در مايه های mission impossible 2) ترک ديار کرد و رفت آنجا که عرب عمراً بتواند برود. حالا آنجا چه ديد و چه کرد، هنوز بروز نداده که به محض دادن بروز مربوطه، ما هم کيفور سفرش
می شويم. خودمانيم، در اين مملکت نابغه پرور کلی مشکل زيست محيطی ريز و درشت داريم آنوقت اين دوست گرامی می رود قطب شمال قطب نوردی بعد هم ناهار سرخ کرده شير دريايی در روغن نهنگ پهن پيکر می خورد بعدش هم از همانجا دعا به جان جک و جانور های مقيم پارک بی بديل پرديسان تهران می کند. عجب وضعيتی هست ها؟!!!
81/4/17
15:45

يکی از دوستان، بنده را مورد تفقد قرار داده و فرموده که مطالب من را از روسيه کبير و حوالی قطب می خوانده است. بنازم به اين تکنولوژی که چه ها نمی کند. آقا ما که دم داشتيم، يک فقره شاخ هم درآورديم شديم تک شاخ، رفتيم پی کارمان.
81/4/17
15:35

اين هم يک نظر:
salam,
mikhastam beporsam ke in modeli halo havaye site ro avaz mikonid? majaraye emrooz ham ke daste kami az dirooz nadasht?
vase chi hala inghadr gir dadin be mordan?
81/4/17
9:10

July 07, 2002

کوچه باغ ده هم زيباست هم شلوغ. انگار هر چه آدم در دهات اطراف هم بوده ريخته اند اينجا. پايت را روی هر چه مي گذاری صدای آجر و خاک و شيشه می دهد. به جمعيت نزديک می شوی. دوربين شانه و کتف ات را انداخته. چشم ات را سريع می مالی تا بهتر بتوانی از ويزور صحنه را ببينی. حالا رسيدی به قلب جمعيت. همين که دوربين را می بينند راه باز می کنند. ديگر فاصله ای با وسط جمعيت نداری.
می خواهی زوم کنی بعد فوکوس. همين که تصوير صاف می شود ديگر ويزور از چشمت می افتد. يخ می کنی. به خودت می گويی:
"اِ... اين که منم!!" چهره پسرک با قيافه بچگی ات مو نمی زند. انگار خود خودتی. ولی چرا اينقدر ساکت خوابيده ای؟!! خودت را به آن راه
می زنی و می چسبی به دوربين ات. ولی مگر می توانی. چطور می شود هم خوابيده باشی هم تصوير بگيری؟! نه...ديگر نه. ضبط دوربين را قطع می کنی و زل می زنی به خودت که چه آرام خوابيده ای. امدادگر بلند می شود و پتوی زيرت را دورت می پيچد. می دانی يعنی چه؟ ...يعنی تمام. زندگی تمام. ورجه وورجه تمام. مستانه دويدن لابلای درختان گيلاس تمام. از اين پرچين تا آن حياط پريدن تمام. تمام تمام. دير رسيدی. به خودت دير رسيدی. حالا کنار برو تا سربازان جنازه ات را تا جاده ببرند. هنوز خيلی ها مانده اند که
مستانه دويدن شان تمام شده است. راستی...فهميدی باطری دوربين ات هم تمام شده؟!!
81/4/16
12:40

من تا خودم را نکشم ول کن نيستم! اين هم از "انجمن ملی MS آمريکا" که کليه اطلاعات راجع به اين بيماری و حواشی آن را در بر دارد. تقريباً سايت کاملی است.
81/4/16
12:08

بعضی ماجراها آنقدر تأثيرگذارند که گاهی نفس را بند می آورند. داستانی که ديروز منعکس شد (که ای کاش داستان بود)، از همان قماش نفس بندآور بود. آدم می ماند معطل که دل بسوزاند، تعجب کند، مبهوت شود، عبرت بگيرد (از چه؟!)، ناراحت شود، اشک بريزد، محکم بايستد و يا ... ولی تنها چيزی که ماندگار است انسانيت و وجدانی است که بر اساس غرايز بشری بنا شده که تنها مايه مباهات نوع بشر هم به حساب می آيد. اين قبيل بيماری ها بيشتر به امتحان معبود شبيه اند تا سهل انگاری عبد. پس بايد به فکر برگزاری بهترش بود تا تقلب و فرار. نمی دانم درست می گويم يا نه ...
81/4/16
11:45

July 04, 2002

ye dokhtar va ye pesar teye ye majara_ee ba ham ashna mishan va ye alaghe_ee ham beyneshoon be vojood miad,baad az modati pesar ke mibine alagheye har doshoon dare ziad mishe az rooye sedaghat va kheili masoomane raze zendegisho baraye dokhtar mige,ba vojoodi ke midoone momkene ke oono az dast bede vali in karo mikone,behesh mige ke marize va mariziye oon(M.S) shayad control beshe vali hich darmani nadare.

injast ke adam mifahme ke hanooz hastan adamha_ee ke ensan bashan.oon mitoonest in karo nakone,mitoonest mesle hameye adamhaye khodkhahe dige faghat be khodesh fekr kone vali in karo nakard.oon ye mard bood ye marde vaghe_ee.cheghadr adam pishe in adama kam miare?

hala oon dokhtar monde ba yek donya fekro khial va tasmimi ke agar az har taraf gerefte beshe sakhte kheili sakht...az daste man kari bar nemiad joz doaa kardan,ama baraye kodoomeshoon doaa konam.baz geryam gerefte,chera in zendegi inghadr bala paeen dare ?


من هم كاري جز دعا و انعكاس اين نامه از دستم بر نمي‌آيد.... شرمنده.
81/4/13
13:50

July 03, 2002

" mikhastam be karhaye sakhte donya ye chize dige ezafe konam.etefaghi ke baraye yeki az doostam oftad.kheili sakhte ke adam yeki ro doost dashte bashe va badesh befahme ke oon marize ye marizie sakht.va dige shayd hich ayande_ee ham nadare.kheili narahatam.nemidoonam baraye kodoomeshoon gerye konam.hala didid az tadvin kardan too dona chizaye sakhtari ham hast! "

عين نامه ای است که يکی از دوستان مرحمت فرموده اند. اگر بخواهيم همه کارهای سخت را در نظر بگيريم، همين در نظر گرفتن از همه سخت تر است!
کاش اين دوست بيشتر توضيح می داد. شايد بهتر می بود...
81/4/12
11:40

July 02, 2002

می دانيد سخت ترين کار دنيا چه کاری است؟!
اگر درس می خوانيد، درس خواندن
اگر معلم هستيد، سؤال طرح کردن
اگر فيلمنامه می نويسيد، نوشتن
اگر هم با فيلم سر و کار داريد، تدوين کردن؛ پوست می کند...
81/4/11
12:22

July 01, 2002

کسی شک داشت؟!!



81/4/10
12:17