November 30, 2002
نمی دانم چقدر اهل موسيقی هستيد، چه سنتی چه مدرن. اگر مدرنيته هستيد بايد با کارهای "Robert Miles" آشنا باشيد. تنظيم کارهايش ديجيتالی است و بسيار هم دلنشين کار کرده. با اينکه بعضی اجراهايش شلوغ است ولی در کل به شنونده می چسبد. صدا و سيمای محبوب هم تا دلتان بخواهد آثارش را پخش می کند؛ بی خيال کپی رايت. به هر حال در مجموع جوان خوش فکری است. آلبوم نسبتا کامل کارهايش ...
دست دوستانی را که يد طولايی در امر خطير چاپ کارت ويزيت دارند، شديداُ می فشارم. فايل گرافيکی سفارش نزد بنده محفوظ است. خبرم کنيد، سه سوت رسانده ام.
November 25, 2002
يک خبر قابل تأمل: دستمزد "اکبر عبدی" برای بازی در مجموعه در پيتی "زير آسمان شهر 3"، 60 ميليون و "مهران غفوريان"، 100 ميليون تومان بوده می باشد. زحمت بکشيد و پيدا کنيد مجهولات اين نامعادله n مجهولی را. نکته تستی: درآمد سازمان فخيمه "صدا و سيما" از پخش آگهی های تبليغاتی از شبکه های مختلفش حدود 180 ميليارد تومان است. برويد اين نامعادله را حل کرده و يک حالی هم بکنيد... (لال شود آن که اين خبر را کشکی گفته باشد.)
بابا اين رفيق دکترمان کولاک کرد. تعداد ميعانات هم دوره ای ها رو به فزونی گذاشت. دست دکتر ... (خودش اصرار دارد نگوييم) درد نکند با اين ابتکارش. خودمانيم، چرا تا حالا به فکر کسی نرسيده بود؟!
November 24, 2002
ببينم، اگر اين بچه فردا چهار تا درسش را بيفتد، چه کسی می خواهد جواب بدهد؟!
در ضمن ما نفهميديم اين طفل معصوم خواسته نشان ندهد يا نشان بدهد...
شاعر فرموده: " ناگهان پرده برانداخته ای، يعنی چه؟ "
در ضمن ما نفهميديم اين طفل معصوم خواسته نشان ندهد يا نشان بدهد...
شاعر فرموده: " ناگهان پرده برانداخته ای، يعنی چه؟ "
يکی از دوستان هم دوره ای به يکی ديگر از دوستان سفارش کرده که يکديگر را در Yahoo! groups به نام خانوادگی خطاب نکنيم. علتش را هم عمومی بودن اين سرويس بيان کرده. راستش من که قانع نشدم. مگر عمومی بودن اين سرويس (که غريبه ها هم می توانند بخوانند) چه منافاتی با نام بردن اعضايش دارد؟! بنده از همين تريبون مقدس از جناب ervinil (سفارش کننده مربوطه) دعوت می کنم به جايگاه بيايد و بفرمايد که چرا؟ (آخه دکتر، شما ديگه چرا؟! شما که عين خودمون جوونی...)
November 23, 2002
در اين ماه مبارک خدا اجر بدهد به اين دوستمان که يک دستی برای ما بالا زد. بابا جان داشتيم می پوسيديم از بی گروهی ....
November 21, 2002
جناب حاج آقا علامه، پدر معنوي تبار علويون، چند صباحي است كه بستري شده. در اين ماه رحمت دعاي فرزندان و مريدان را خواستاريم. از طرف همه كساني كه مديونند ...
November 20, 2002
بايد تکليف چند چيز را معلوم کنم:
اول اين که طراحی اين صفحه کماکان اشکال دارد و بايد بهتر و کامل تر شود ولی چون همت مورد نظر يافت
می نشده، عجالتا مي نويسم که عقب نمانم از قافله بلاگرها...
دوم اين که سفرنامه سرزمين وحی را کامل خواهم کرد (اگر برسم قبل از اتمام سلطنت آل سعود).
سوم اين که چقدر خوب می شود اگر بشود عکس هم دوره ای ها را جمع کنم بگذارم اينجا تا بقيه هم حظ بصری ببرند.
چهارم اين که از همين جناب "سحبان" با خبر شدم که جمعه 1/9/81 مراسم چهلم پدر "علی رنجبران" در مسجد امام جعفر صادق(ع) خيابان شريعتی (حالا کجای اين خيابان طوِيل معلوم نيست!) برگزار می شود.
پنجم اين که تا آنجا که من مطلع شدم، سه نفر از هم دوره ای ها ازدواج کردند. نمی دانم مجازم نام ببرم يا نه...؟!
ششم اين که .... حتما بايد تکليف همه چيز را امروز معلوم کنم؟!!
اول اين که طراحی اين صفحه کماکان اشکال دارد و بايد بهتر و کامل تر شود ولی چون همت مورد نظر يافت
می نشده، عجالتا مي نويسم که عقب نمانم از قافله بلاگرها...
دوم اين که سفرنامه سرزمين وحی را کامل خواهم کرد (اگر برسم قبل از اتمام سلطنت آل سعود).
سوم اين که چقدر خوب می شود اگر بشود عکس هم دوره ای ها را جمع کنم بگذارم اينجا تا بقيه هم حظ بصری ببرند.
چهارم اين که از همين جناب "سحبان" با خبر شدم که جمعه 1/9/81 مراسم چهلم پدر "علی رنجبران" در مسجد امام جعفر صادق(ع) خيابان شريعتی (حالا کجای اين خيابان طوِيل معلوم نيست!) برگزار می شود.
پنجم اين که تا آنجا که من مطلع شدم، سه نفر از هم دوره ای ها ازدواج کردند. نمی دانم مجازم نام ببرم يا نه...؟!
ششم اين که .... حتما بايد تکليف همه چيز را امروز معلوم کنم؟!!
به اين زودی ها قصد نداشتم دست به کيبورد شوم اما چه کنم که خراب رفاقتم و له و لورده خوش مرامی و کوفته معرفت.
بعد از ده يازده سالی که از فارغ التحصيلی دبيرستان می گذرد و همه هم دوره ای های آن زمان از هم گسيختند و برخی عشق تحصيل و برخی عشق کار و برخی عشق خدمت و برخی هم "عاشق" شدند (که پدر آخری بسوزد)، بعضی از آن برخی ها بسان تبخير آب در ماه تموز به هوا رفتند. دليل عمده دست به کيبورد شدن بنده هم، ميعان يکی از آن تبخيری هاست. باز خدا عمرش دهد که خودش را نشان خلق الله داد و گرنه پيدا کردنش فقط در مراسم ختم مساجد ميسر بود. "علی سحبان" يکی از همان ميعانات است.
بعد از ده يازده سالی که از فارغ التحصيلی دبيرستان می گذرد و همه هم دوره ای های آن زمان از هم گسيختند و برخی عشق تحصيل و برخی عشق کار و برخی عشق خدمت و برخی هم "عاشق" شدند (که پدر آخری بسوزد)، بعضی از آن برخی ها بسان تبخير آب در ماه تموز به هوا رفتند. دليل عمده دست به کيبورد شدن بنده هم، ميعان يکی از آن تبخيری هاست. باز خدا عمرش دهد که خودش را نشان خلق الله داد و گرنه پيدا کردنش فقط در مراسم ختم مساجد ميسر بود. "علی سحبان" يکی از همان ميعانات است.
